
ــ اسحاق خیلی خوبه ! اون با احساس و با اخلاقه
ازمون می خواد که شعر بخونیم و راجع به زندگی پس از مرگ حرف بزنیم
می تونه با ۴ تا انگشت پیانو بزنه . فقط توی تاریکی می بوسه و راجع به بدی گناه حرف می زنه...
اون به شدت مقام بلندی داره
و من احساس بی ارزشی می کنم
و من واقعا بی ارزشم...نمی شه انکار کرد
اما بعضی وقتا احساس می کنم خیلی از اسحاق بزرگترم ...البته اگه متوجه منظورم بشی
بعد احساس می کنم اون یه بچه است.با وجود اینکه ما هم سنیم!
در عین حال زیگفرید خیلی شجاع و جالبه
و من... می خوام برگردم خونه
توت فرنگی های وحشی- اینگمار برگمان
translated by me :)
